شمارهٔ ۴۱ - بی‌هنری و تن‌آسایی

غزل‌ها

ببند ای دلِ غافل به خود رَهِ گله را
زیان بس است ز مردم ببر معامله را

فراخنای جهان بر وجودِ من تنگ است
تو نیز تنگ‌تر از این مخواه حوصله را

دلِ تو ز آهن و من رَه بدان از آن جویم
که راه‌آهن کرده است وصل فاصله را

شدند دَه‌ْدِله و اجنبی‌پرست، منم
که می‌پرستم ایران‌پرستِ یکدله را

تو ای دویده بیابان رنج بهر وطن
به چشم من بِنِهْ آن پای پُر ز آبله را

به هیچ مملکت و ملت این نبوده و نیست
به دست گرگ، شبانی رها کند گله را

مراست رأی کز این بعد انتخاب کنند
وکیل خولی و شمر و سنان و حرمله را

اگرچه دختر فکر تو حامله است عارف
بگو مترس و ببین مردهای حامله را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}