شمارهٔ ۸۵ - به آن که گشته نهان در جوال نتوان گفت

غزل‌ها

به یار شرح دل پرملال نتوان گفت
نگفته بهتر، امر محال نتوان گفت

خیال یکشبهٔ هجر تا به دامن حشر:
اگر شود همه‌روزه وصال نتوان گفت

به سان نقش خیال از تصورات خیال
شدم تمام و به کس این خیال نتوان گفت

تراست پنبهٔ غفلت به گوش و من الکن
به گوش کر، سخن از قول لال نتوان گفت

نهان به پرده کن اسرار عشق یک سر موی
به آنکه گشته نهان در جوال نتوان گفت

سخن ز علم مگو پیش جهل در برِ جغد
حدیث طایر «فرخنده‌فال» نتوان گفت

خموش باش که در پیشگاهِ حُسن و جمال
سخن ز مکنت و جاه و جلال نتوان گفت

به ملتی که ز تاریخ خویش بی‌خبر است
به جز حکایت محو و زوال نتوان گفت

به پیش شیخ ز اسرار می‌فروش مگوی
که حرف راست به شیطان‌خیال نتوان گفت

مجال آنکه دهم شرح زندگانیِ خویش
به دست خامه، به عمری مجال نتوان گفت

بس است شکوه و دلتنگی اینقدر عارف
بد از محیط، علی‌الاتصال نتوان گفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}