غزل شمارهٔ ۳۱

غزلیات

ز من مپرس که بر من چه حال می‌گذرد
چو روز وصل توام در خیال می‌گذرد

جهان برابر چشمم سیاه می‌گردد
چو در ضمیر من آن زلف و خال می‌گذرد

اگر هلاک خودم آرزوست منع مکن
مرا که عمر چنین در ملال می‌گذرد

خیال مهر تو در چشم هر سهی سرویست
که در حوالیش آب زلال می‌گذرد

ز بوی زلف توام روح تازه می‌گردد
سپیده‌دم که نسیم شمال می‌گذرد

من و وصال تو آن فکر و آرزو هیهات
که بر دماغ چه فکر محال می‌گذرد

غلام و چاکر روی چو ماه توست عبید
وزین حدیث بسی ماه و سال می‌گذرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}