غزل شمارهٔ ۲۴۶

غزلیات

نگارا، گرچه از ما برشکستی
ز جانت بنده‌ام، هر جا که هستی

ربودی دل ز من، چون رخ نمودی
شکستی پشت من، چون برشکستی

چرا پیوستی، ای جان، با دل من؟
چو آخر دست، از من می‌گسستی

ز نوش لب چو مرهم می‌ندادی
ز نیش لب چرا جانم بخستی؟

ز بهر کشتنم صد حیله کردی
چو خونم ریختی فارغ نشستی

اگرچه یافتی از کشتنم رنج
ز محنت‌های من، باری، برستی

مرا کشتی، به طنز آنگاه گویی:
عراقی، از کف من نیک جستی!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}