غزل شمارهٔ ۲۸۷

غزلیات

ای ربوده دلم به رعنایی
این چه لطف است و آن چه زیبایی؟

بیم آن است کز غم عشقت
سر بر آرد دلم به شیدایی

از خجالت خجل شود خورشید
گر تو برقع ز روی بگشایی

زیر برقع چو آفتاب منیر
اندر ابر لطیف پیدایی

در جمالت لطافتی است که آن
در نیابد کمال بینایی

منقطع می‌شود زبان مرا
پیش وصف رخ تو گویایی

آن ملاحت که حسن روی توراست
کس نبیند، مگر که بنمایی

نیست بی‌روی تو عراقی را
بیش ازین طاقت شکیبایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}