بخش ۲ - غزل

فصل هشتم

ای شده چشم جان من به تو باز
از تو در دل نیاز و در جان آز

شب اندوه من نگردد روز
تا نبینم جمال روی تو باز

تو ز ما فارغی و ما داریم
بر درت سر بر آستان نیاز

در دلم آرزوی عشق تو را
نیست انجام، اگر بود آغاز

مرغ جانم ز آشیانهٔ تن
جز به کویت کجا کند پرواز؟

بیش ازینم ز خویش دور مدار
تا نگردد دریده پردهٔ راز

آخر، ای آفتاب جان افروز
سایه‌ای بر من ضعیف انداز

از تو ما را گذر نخواهد بود
گر اهانت کنی وگر اعزاز

در غمت هر نفس عراقی را
با خیالت حکایتی است دراز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}