غزل شمارهٔ ۴۴

غزلیات

امید صلح از آن با شکیب ایوب است
که دشمن آشتی انگیز و دوست محجوب است

همین عطیه به هر حال خوشدلم دارد
که هر چه رفت به عنوان خیر محسوب است

تهی بساطی این عهد بین که بی من و تو
زمانه نازکش و آفتاب محبوب است

نسیم پیرهن می برد از هوش ور نه
به رود نیل ز کنعان دو گام یعقوب است

خبر نیافته عرفی ز طبع نازک دوست
زبان بکش قلم این جا نه جای مکتوب است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}