غزل شمارهٔ ۶۲

غزلیات

گر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است
امروز که مرهم نبود ریش کفاف است

گر سلطنت دنیی و دین جمع نکردیم
پیشانی شاه و دل درویش کفاف است

بی سلسله جنبان ستم چرخ بجستند
پیرانه ستم گر نکند خویش کفاف است

آن را که در گنج سعادت بگشایند
تشویش ستم های کم و بیش کفاف است

در منجله ی عشق سر انگشت فرو بر
گر شهد میسر نشود نیش کفاف است

عرفی به ره تجربه زین پس بنشینند
محنت زده را واقعه ی پیش کفاف است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}