غزل شمارهٔ ۱۸۷

غزلیات

این صفا حسن و محبت ز هم اندوخته اند
این دو شمع اند که از یکدگر افروخته اند

عشوه و ناز و تغافل که تراود از تو
شیوه ها را همه گویی ز هم آموخته اند

ما فرو رفته به بحر غم بی پایانیم
جامهٔ ما نه به اندازهء ما دوخته اند

دفع لب تشنگی از شعله نکردست کسی
مگر آن جمع که از آتش دل سوخته اند

بندگان تو که درعشق خداوندانند
دو جهان را به تمنای تو بفروخته اند

عرفی آنان که ز تحقیق مسایل مست اند
خون هم خورده از آن چهره برافروخته اند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}