غزل شمارهٔ ۲۵۱

غزلیات

کسی می طربم در ایاغ می ریزد
که زهر غم به گلوی فراغ می ریزد

کسی عنان دلم می کشد به سوی مراد
که خار فتنه به راه سراغ می ریزد

کسی که نعمت مقصود بر درش دیدم
که استخوان هما پیش زاغ می ریزد

گدای نور بود آفتاب در بزمی
که عشق خون جگر در ایاغ می ریزد

دم مسیح بود در مزاج مرده دلان
حدیث عشق که خون فراغ می ریزد

به جوش عشق بنازم که از شکاف دلم
به جای قطرهٔ خون درد و داغ می ریزد

زکات مایهٔ رزق من است آن که فلک
به جیب جلوهٔ طاووس باغ می ریزد

ضمیر روشن ما بین که ظلمت عرفی
به دامنش گهر شبچراغ می ریزد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}