غزل شمارهٔ ۲۹۹

غزلیات

کدام لحظه دلم گرد غم نمی‌گردد
هلاک درد و فدای الم نمی‌گردد

گدام زهر بلا در سفال می‌ریزم
که آب در دهن جام جم نمی‌گردد

فغان که از خرد و عشق کرده‌ایم قبول
دو کارخانه که همراه هم نمی‌گردد

هوای صومعه را هست نشئه‌ای کز وی
کسی به رندی و مستی علم نمی‌گردد

مدار جلوه دریغ از دلم که خرمن عشق
به خوشه چینی آئینه کم نمی‌گردد

چرا رفیق شهیدان نمی‌شود عرفی
مگر روانه به شهر عدم نمی‌گردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}