عرفی
غزل شمارهٔ ۳۹۰
غزلیات
کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش
هزار چرخ زند بی خودانه بر سر بیش
تو هم ز بتکده آیی و طواف کعبه کنی
اگر نقاب گشایم ز حسن طینت خویش
همه ز عاقبت اندیش اند سرگردان
من این فریب نخوردم ز عقل دور اندیش
عرفی
غزلیات
کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش
هزار چرخ زند بی خودانه بر سر بیش
تو هم ز بتکده آیی و طواف کعبه کنی
اگر نقاب گشایم ز حسن طینت خویش
همه ز عاقبت اندیش اند سرگردان
من این فریب نخوردم ز عقل دور اندیش
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}