عرفی
شمارهٔ ۱۹ - بخل بی نهایت
قطعات
همدمی دارم بسی خوش صحبت اما گرسنه
آنچنان کز بهر سیری زخم تامردن خورد
با جوال زرمدامش غم بود قوت و هنوز
بسکه باخود بخل ورزد غم زغم خوردن خورد
عرفی
قطعات
همدمی دارم بسی خوش صحبت اما گرسنه
آنچنان کز بهر سیری زخم تامردن خورد
با جوال زرمدامش غم بود قوت و هنوز
بسکه باخود بخل ورزد غم زغم خوردن خورد
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}