عطار
شمارهٔ ۳
باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
تو خسته نهیی ز عشق، ور خستهئییی
دل در غم عشق او به جان بستهئییی
گر آگهییی که گم چه گشتهست ازتو
سر بر زانو نشسته پیوستهئییی
عطار
باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
تو خسته نهیی ز عشق، ور خستهئییی
دل در غم عشق او به جان بستهئییی
گر آگهییی که گم چه گشتهست ازتو
سر بر زانو نشسته پیوستهئییی
{{ metaLine }}
موردی نیست.
{{ poet.poem_count }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}