شمارهٔ ۱۴۶

غزلیات

دی، رشته‌ای به گردنم آن شاه مهوشان
افگند و برد چون سگم از پی کشان‌کشان

حسرت برد رقیب به وصلم، خدای را
یک جرعه زان میم که چشاندی به وی چشان

راهم به دیر و کعبه فتاد و نیافتم
جز دل، ز جای دیگر از آن بی‌نشان نشان

غلتان به خاک و خون من و، آن سرو خوش‌خرام
رقصان میان لاله و گل است مست و سرخوشان

آذر در آستان وفا جان‌فشان و، یار
از وی به ناز می‌گذرد، آستین‌فشان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}