بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیل

بخش بیست و یکم

پیش حیدر آمد آن درویش حال
کرد ازان دریای دانش سه سؤال

گفت از هفتاد فرسنگ آمدم
هین جوابم ده که دلتنگ آمدم

چیست درویشی و بیماری و مرگ
داد حیدر سه جواب او ببرگ

گفت درویشی تو جهل آمدست
فقر تو گر عالمی سهل آمدست

هست بیماری حسد بردن همه
هست بد خوئی تو مردن همه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}