بخش ۱۳ - الحكایة ‌و التمثیل

بخش بیست و دوم

نازنین شوریدهٔ درگاه بود
پیشش آمد زاهدی در راه زود

گفت میگوید خداوندت سلام
نازنین گفتش که تو برگیر گام

از فضولی دست کن کوتاه تو
زانکه هیچ از حق نهٔ آگاه تو

کار حق بر تو کجا مبنی بود
کز وکیلی چون تو مستغنی بود

تو برون شو از میان کان ذات فرد
بی رسولی تو داند گفت و کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}