شمارهٔ ۱: کسی که گفت به گل نسبتی است روی تو را

غزلیات

کسی که گفت به گل نسبتی است روی تو را
فُزود قدر گل و بُرد آبروی تو را

از آن به هر چمنی جست‌وجو کنیم تو را
که تا مگر ز گلی بشنویم بوی تو را

بِهِل که شیخ به طاعت خَرَد بهشت که ما
به عالمی نفروشیم خاک کوی تو را

به هر طرف دل جمعیتی پریشان خواست
به حکمت آن که پریشان نمود موی تو را

خدای را دل ما را مُکَدَّر از چه کنی
که گاه جلوه خودش آینه است روی تو را

ز خاک کوی خرابات پا مکش «عمان»
که آب رفته نیاید دوباره جویِ تو را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}