عمعق بخاری
شمارهٔ ۱
مقطعات و اشعار پراکنده
هزاران قبّهٔ عالی ، کشیده سر به ابر اندر
که کردی کمترین قبه سپهر برترین دروا
چو گرگ ظلم را کشتی به زور بازوی عدلت
ز انبوهی شده صحرای اقلیم تو چون کمرا
یکی دبه در افگندی به زیر پای اشتربان
یکی بر چهره مالیدی مهار ماده ما را
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}