شمارهٔ ۲۶۱

غزلیات

دگر نگاه ترا مست ناز می‌خواهم
حساب فتنه ز ایام باز می‌خواهم

وفا خوش است اگر داغ هم‌فنی بود
زبانه‌های سمندرگداز می‌خواهم

گذشتم از گله در وصل فرصتم بادا
زبان کوته و دست دراز می‌خواهم

گرفته خاطر از اسباب و سرخوشی باقی‌ست
ترانه‌ای که نگنجد به ساز می‌خواهم

دویی نمانده و من شکوه سنجم اینت شگفت
میانه تو و خویش امتیاز می‌خواهم

برون میا که هم از منظر کناره بام
نظاره‌ای ز در نیم باز می‌خواهم

چو نیست گوش حریفان سزای آویزه
همان نسفته گهرهای راز می‌خواهم

زمانه خاک مرا در نظر نمی‌آرد
ز نقش پای تواَش سرفراز می‌خواهم

همین بس است که میرم ز رشک خواهش غیر
ز عرض ناز ترا بی‌نیاز می‌خواهم

وکیل غالب خونین دلم سفارش نیست
به شکوه تو زبان را مجاز می‌خواهم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}