غنی کشمیری
شمارهٔ ۱۲۷
غزلیات
بس که جانش بر لب از رنج خمار ِ مِی رسید
در گلوی شیشه آب از پنبه می ریزیم ما
غنی کشمیری
غزلیات
بس که جانش بر لب از رنج خمار ِ مِی رسید
در گلوی شیشه آب از پنبه می ریزیم ما
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}