فایز
دوبیتی شمارهٔ ۵۰
دوبیتیها
سحر، دل نالههای زار میکرد
چنان که دیده را خونبار میکرد
شکایتهای ایام جوانی
به فایز یک به یک اظهار میکرد
فایز
دوبیتیها
سحر، دل نالههای زار میکرد
چنان که دیده را خونبار میکرد
شکایتهای ایام جوانی
به فایز یک به یک اظهار میکرد
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}