فایز
شمارهٔ ۱۱۷
دوبیتیها
دگر شب شد که دل بی تاب گردد
دو چشمم نا امید از خواب گردد
عجب باریست بر دوش تو فایز
که بر کشتی نهی غرقاب گردد
فایز
دوبیتیها
دگر شب شد که دل بی تاب گردد
دو چشمم نا امید از خواب گردد
عجب باریست بر دوش تو فایز
که بر کشتی نهی غرقاب گردد
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}