فایز
شمارهٔ ۱۲۱
دوبیتیها
مهِ دَه چار پیشت مُضمَحِل شد
سهیل از گوشه چشمت خجل شد
چو عمر رفته رفتی برنگشتی
که فایز تا قیامت داغدل شد
فایز
دوبیتیها
مهِ دَه چار پیشت مُضمَحِل شد
سهیل از گوشه چشمت خجل شد
چو عمر رفته رفتی برنگشتی
که فایز تا قیامت داغدل شد
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}