فایز
شمارهٔ ۱۵۷
دوبیتیها
سحر دل خود به خود فریاد می کرد
از این فریاد خاطر شاد می کرد
سراپا شمع سان می سوخت فایز
مگر عهد جوانی یاد می کرد
فایز
دوبیتیها
سحر دل خود به خود فریاد می کرد
از این فریاد خاطر شاد می کرد
سراپا شمع سان می سوخت فایز
مگر عهد جوانی یاد می کرد
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}