فایز
شمارهٔ ۱۸۴
دوبیتیها
مرا شب تا سحر این چشم خونبار
نمی خسبد ز هجران رخ یار
شب و روز از فراق یار فایز
چو مدهوشان نه در خوابم نه بیدار
فایز
دوبیتیها
مرا شب تا سحر این چشم خونبار
نمی خسبد ز هجران رخ یار
شب و روز از فراق یار فایز
چو مدهوشان نه در خوابم نه بیدار
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}