شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات

آتش نسبی از نفسم ظاهر و پیداست
صد رنگ گل از خار و خسم ظاهر و پیداست

ای خضر بیابان محبت مددی های
گم گشته رهی از جرسم ظاهر و پیداست

روی تو درآغوش خیالم گل خندان
گلدسته خلد از نفسم ظاهر و پیداست

پنهان نتوان داشت زکس راز محبت
یادت زخیال هوسم ظاهر و پیداست

در کعبه حدی خوانم و در میکده مطرب
حال دلم از حال رسم و ظاهر و پیداست؟

با زلف و خط و خال دلم را سر وکار است
حالش ز پریشان نفسم ظاهر و پیداست

حرص است اسیر اینکه فروزنده خواری است
این نکته ز حال هوس ظاهر و پیداست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}