فایز
شمارهٔ ۴۰۴
دوبیتیها
مرا جان بر لب آمد از جدایی
به سوی من نمی آیی، کجایی؟
نمی ترسی که بعد از قتل فایز
بگویندت تو یار بی وفایی؟
فایز
دوبیتیها
مرا جان بر لب آمد از جدایی
به سوی من نمی آیی، کجایی؟
نمی ترسی که بعد از قتل فایز
بگویندت تو یار بی وفایی؟
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}