شمارهٔ ۱۹

غزلیات

دلبرا نوبت دلداری‌هاست
صنما وقت وفاداری‌هاست

برد لیلی‌وشی از من دل و جان
ای جنون نوبت سرشاری‌هاست

یار رفت از بر و ماندم مهجور
بخت هی وقت مددکاری‌هاست

یار با غیر به می خوردن شد
باز دل نوبت خون‌خواری‌هاست

می‌دهد باده ز لعل لب خود
می‌کشان اول هشیاری‌هاست

یار امشب به برت می‌آید
دیده هی نوبت بیداری‌هاست

شده خاقان ز فراقش بیمار
دوستان وقت پرستاری‌هاست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}