فتحعلیشاه
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
آن کعبه نخواهم رفت چون کعبهٔ من آن کوست
آن قبله نخواهم دید چون قبلهٔ من آن روست
گردیده دماغ جان خوشبوتر از آن کاکل
آن کاکل مشکینت گویا گل عنبربوست
لعل لب جانان است یا پستهٔ خندان است
یا درج عقیق است این یا غنچهٔ تو بر توست
افتاده گره در کار زین سان که سیهروزم
والله از آن چشم است بالله از آن ابروست
خاقان ِستمدیده روزان و شبان گوید
یاران چه کنم یارم بیرحم بتی بدخوست
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}