فتحعلیشاه
شمارهٔ ۵۵
غزلیات
بنیاد عاشقان را از بیخ و بن برآورد
لیکن فغان که ننشست بر دامنش از این گرد
بر اشک عاشقان است آن سرو ناز مایل
گویا که باغبانش از آب دیده پرورد
با عشق برنیایی ای عقل روی برتاب
با پور زال، زالی کی میشود همآورد
او را بود دو شش نقش ما را به جز دو یا یک
با این حریف غالب منشین به بازی نرد
ساقی بده به خاقان آن آب آتشین را
کافسرده گشت مجلس زین زاهدان دمسرد
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}