شمارهٔ ۷۳

غزلیات

خوش آن زمان که ز بزمش رقیب را راند
مرا به رغم رقیبان به بزم خود خواند

ز صحبت همه کس چون تهی کند پهلو
مرا ز لطف به پهلوی خویش بنشاند

دهد ز کنج لبش بوسه‌ای و در عوضش
چه نعمتی‌است که جان عزیز بستاند

مده به دلبر نامهربان تو هرگز دل
اگر دهی به بتی ده که قدر آن داند

مثال روی تو در آدمی نمی‌بینم
مگر پری به تو ای نازنین پسر ماند

به غیر کینه نبیند ز نیکوان ثمری
کسی که تخم محبت به سینه افشاند

دل شکستهٔ خاقان به بند بدخویی‌ست
کجاست ماه‌وشی کش ز قید برْهاند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}