شمارهٔ ۸۱

غزلیات

دیدی که بر سر من آن بی‌وفا چه آورد
از مهر خود چه‌ها گفت وز جور خود چه‌ها کرد

غارتگر چمن برد از جور چرخ وارون
آن گلبنی که بلبل از آب دیده پرورد

مجبور می‌برندم پیش طبیب، یاران
یا رب که کس نداند درمان این دل درد

از شوق می‌سپارم جان در سم سمندت
کز خاک من برآری تا حشر آن زمان گرد

عشاق تو به آتش خو کرده چون سمندر
جا دارد ار به دوزخ نالند هر دم از برد

قمری ز سرو نالان بلبل ز گل در افغان
ایّام فرش دیبا بر روی خاک گسترد

خاقان بنوش جامی زآن آب آتش‌افروز
کافسرده شد دلم باز زین زاهدان دم‌سرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}