شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات

شد پریشان چو زلف جانانم
چون سر زلف او پریشانم

روز اول به خنجرم کشتی
تا قیامت رهین احسانم

جان چه مصرف برای دل‌شده‌ای
می‌کنم من نثار جانانم

وصف تو صورت آفرین کرده
آفرین بر تو کز تو حیرانم

روی تو آفتاب با قمرت
یا که شمعی‌ست در شبستانم

شب وصلت چو صبح می‌گردد
می‌زند چاک در گریبانم

بنده‌ چون تویی چو من باید
که بود عالمی به فرمانم

روز وصلت رقیب را دیدم
نیست جز درد هجر درمانم

بندگی خط تو می‌کردم
چین زلف تو کرد خاقانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}