شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

من پای بست قامت زیبنده‌اش شدم
خانه خراب سرو خرامنده‌اش شدم

ای دل بگو که کیست خداوند این غلام
این بنده‌ که بود که من بنده‌اش شدم

آمد به کلبه من و جان کردمش نثار
از بی‌بضاعتی‌ست که شرمنده‌اش شدم

خندید و گفت از غم هجرم نمرده‌ای
گریان به روز وصل من از خنده‌اش شدم

با صد فریب دل ز کفم آن صنم گرفت
خاقان اسیر چشم فریبنده‌اش شدم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}