شمارهٔ ۱۵۰

غزلیات

به دل مهر روی تو آکنده‌ام
به شاهنشهی مر تو را بنده‌ام

بیا بر سرم تا تماشا کنی
گهرها ز مژگان پراکنده‌ام

به دل داغ تو دارم از روزگار
به گردن کمند تو تازنده‌ام

تو بخشنده‌ای مر سزاوار را
به تن گر سقرلات و گر ژنده‌ام

به بازوی این زال رستم‌شکار
کمندی ز گیسویت افکنده‌ام

به شمشیر حاجت نباشد که من
به مهر تو دل از جهان کنده‌ام

ز دیر و حرم هر دو برگشته‌ام
نوای دگر زد نوازنده‌ام

فریبی عجب دادم آخر ببین
به بازیگری چرخ بازنده‌ام

مکن ناز گفتم چه خوش گفت یار
که خاقان به بخت تو نازنده‌ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}