شمارهٔ ۱۵۸

غزلیات

بگیر آینه و خویشتن تماشا کن
نقاب برفکن و آفتاب رسوا کن

سراغ چشمه حیوان ز خصر کردم گفت
حیات می‌طبی از لبش تمنا کن

به مصر حسن عزیزی عزیز من امروز
ز رشک خون به دل یوسف زلیخا کن

اگر نه شحنه چشم تو برده‌ ای شه حسن
دلم به شهر شما گمشده است پیدا کن

چه لاله‌ها که ز داغ تو سر زد از خاکم
بیا به خاک من و یک زمان تماشا کن

به جست‌وجوی دل ای ناله چند می‌گردی
دلی که گمشده در زلف یار پیدا کن

اگر قبول کند از تو یار ای خاقان
متاع هر دو جهان‌ را به بوسه سودا کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}