شمارهٔ ۱۶۰

غزلیات

بی‌داد و ظلم و جور و جفا و ستم ببین
زخمی که زد به سینه صید حرم ببین

شد سرنگون ز آه من این چرخ چنبری
عالم خراب کرده ز توفان غم ببین

ملک دلم ز ناز و کرشمه گرفته است
از هر طرف کشیده سپاه و حشم ببین

بگرفت و گشت و داد به تاراج عالمی
قدرت ببین و حکم ببین و ستم ببین

بازش هوای ملک تویی در سر اوفتاد
لشکر کشید و رفت به دورش علم ببین

خواهی که سر غیب شود بر تو آشکار
زاهد برو به میکده و جام جم ببین

خاقان چو می‌رسد پی قتلت نگاه کن
تا چند عشوه می‌‌نگری جلوه هم ببین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}