شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

شوخیش بسکه وحشی افسانه دل است
در دیده می نشیند و بیگانه دل است

اهل وفا ز دیدن هم گشته اند مست
رنگ شکسته باده پیمانه دل است

عمرش به عذر خواهی مهر و وفا گذشت
عاشق خجل ز تربیت دانه دل است

وحشی نگاهی از در و دیوار می چکد
چشم غزال روزن ویرانه دل است

از خاکروبیش به نوا می توان رسید
گوهر غبار گوشه ویرانه دل است

آهو نظر ز تربت دیوانه دیده است
معلوم می شود که پریخانه دل است

دارد حیا اسیر تو را در لباس عقل
عمری است کز نگاه تو دیوانه دل است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}