فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۸۹
غزلیات
فدای روی چو ماهت بتان فرخاری
اسیر چشم سیاه تو ترک تاتاری
ندیده کس چو رخت آفتاب را تابان
ندیده مثل تو مه چشم چرخ زنگاری
هزار مرتبه میرم ز درد و زنده شوم
شب فراق تو در کنج غم به صد خواری
شنیدهام که عیادت کنی به بیماران
همیکنم ز شعف آرزوی بیماری
هزار عاشق دلخستات چو خاقان هست
یکی چو او نبود در ره وفاداری
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}