فتحعلیشاه
شمارهٔ ۸۸
غزلیات بخش دوم
تا کی ز هجرت من غمین وز شوق وصلت بیقرار
یا وعده وصلم بده از غم هجرم برآر
از بس که کشتی ای صنم در کوه و هامون عاشقان
گویی که کوه و دشت شد از کشتگانت لالهزار
بلبل نه تنها در چمن باشد ز عشقت در فغان
از خار خار عشق تو گل را بود در سینه خار
از چشم پرخواب تو شد بیخواب چشم مردمان
وز پیچ و تاب زلف تو خلقی پریشان روزگار
یا رب که گیرد زآن دو لب کامی دلی در نیمشب
خاقان که باشد در لقب از دوریت ای گلعذار
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}