فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات بخش دوم
تا از برم رفت بیمهر یارم
گویا که شد جان از جسم زارم
رفت از بر من آن شوخ اما
از رفتنش رفت صبر و قرارم
دل دادم و جان در کوی آن ماه
چون نیست لایق زآن شرمسارم
نبود امیدم از بخت دیگر
بر یار اکنون امیدوارم
زامید وصل لیلیوش خود
خاقان چو مجنون در انتظارم
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}