شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

آن غنچه که نشکفت ز حسرت دل ما بود
وان عقده که نگشود ز غم مشکل ما بود

مجنون که به دیوانه گری شهره شهر است
در دشت جنون همسفر عاقل ما بود

گر دامن دل رنگ نبود از اثر خون
معلوم نمی شد دل ما قاتل ما بود

سرسبز نگردید هر آن دانه که کشتیم
پا بسته آفت زدگی حاصل ما بود

دردانه مه بود و جگر گوشه خورشید
این شمع شب افروز که در محفل ما بود

این سر که به دست غم هجر تو سپردیم
در پای غمت هدیه ناقابل ما بود

از راه صنم پی به صمد بردم و دیدم
مستوره آئینه حق باطل ما بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}