شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

هر کس که به دل مهر تو مه‌پاره ندارد
از هر دو جهان بهره به یکباره ندارد

فریاد ز بیچارگی دل که به ناچار
جز آنکه به غم ناله کند چاره ندارد

هم ثابت در عشقم و هم رهرو سیار
افلاک چو من ثابت و سیاره ندارد

دارد دل من گر هوس خفتن در گور
طفل است و بجز عادت گهواره ندارد

با این همه خواری ز چه دارد سر سختی
آن سست وفا گر دل چون خاره ندارد

ریزد غم و افسردگیش از در و دیوار
هر شهر که میخانه و میخواره ندارد

در کیش من آزار دل اهل محبت
جرمیست که آن توبه و کفاره ندارد

با اینهمه دیوانه یکی چون من و مجنون
صحرای جنون از وطن آواره ندارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}