شمارهٔ ۱۶۸

غزلیات

ما خیل گدایان که زر و سیم نداریم
چون سیم نداریم ز کس بیم نداریم

شاهنشه اقلیم بقاییم به باطن
در ظاهر اگر افسر و دیهیم نداریم

دنیا همه مال همه گر هست چرا پس
ما قسمتی از آن همه تقسیم نداریم

هر مشکلی آسان شود از پرتو تصمیم
اشکال در این است که تصمیم نداریم

در راه تو دل خون شد و جانم به لب آمد
چیز دگری لایق تقدیم نداریم

پابند جنون دستخوش پند نگردد
ما حاجت پند و سر تعلیم نداریم

تسلیم تو گشتیم سراپا که نگویند
در پیش محبان سر تسلیم نداریم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}