بخش ۲۱

داستان دوازده رخ

نخستین فریبرز نیو دلیر
ز لشکر برون تاخت بر سان شیر

به نزدیک کلباد ویسه دمان
بیامد به زه برنهاده کمان

همی گشت و تیرش نیامد چو خواست
کشید آن پرنداور از دست راست

برآورد و زد تیغ بر گردنش
به دو نیم شد تا کمرگه تنش

فرود آمد از اسب و بگشاد بند
ز فتراک خویش آن کیانی کمند

ببست از بر باره کلباد را
گشاد از برش بند پولاد را

به بالا برآمد به پیروز نام
خروشی برآورد و بگذارد گام

که سالار ما باد پیروزگر
همه دشمن شاه خسته‌جگر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}