بخش ۴۱

جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب

جهاندیده گودرز برپای خاست
بیاراست با شاه گفتار راست

چنین گفت کای شاه پیروز بخت
ندیدیم چون تو خداوند تخت

ز گاه منوچهر تا کیقباد
ز کاووس تا گاه فرخ نژاد

به پیش بزرگان کمر بسته‌ام
بی‌آزار یک روز ننشسته‌ام

نبیره پسر بود هفتاد و هشت
کنون ماند هشت و دگر برگذشت

همان گیو بیداردل هفت سال
به توران زمین بود بی‌خورد و هال

به دشت اندرون گور بد خوردنش
هم از چرم نخچیر پیراهنش

به ایران رسید آنچه بد شاه دید
که تیمار او گیو چندی کشید

جهاندار سیر آمد از تاج و گاه
هم او چشم دارد به نیکی ز شاه

چنین داد پاسخ که بیش است از این
که بر گیو بادا هزار آفرین

خداوند گیتی ورا یار باد
دل بدسگالانش پرخار باد

کم و بیش ما پاک بر دست تست
که روشن روان بادی و تن درست

بفرمود عهد قم و اصفهان
نهاد بزرگان و جای مهان

نویسد ز مشک و ز عنبر دبیر
یکی نامه از پادشا بر حریر

یکی مهر زرین بر او برنهاد
بر آن نامه شاه آفرین کرد یاد

که یزدان ز گودرز خشنود باد
دل بدسگالانش پر دود باد

به ایرانیان گفت گیو دلیر
مبادا که آید ز کردار سیر

بدانید کو یادگار من است
به نزد شما زینهار من است

مر او را همه پاک فرمان برید
ز گفتار گودرز بر مگذرید

ز گودرزیان هرکه بد پیش‌رو
یکی آفرینی بگسترد نو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}