شمارهٔ ۴۱۰

غزلیات

دل صاف می کند ز کدورت ایاغ صبح
تا افکند سیاهی شب را ز داغ صبح

تا آسمان ز عکس قدح گل شکفته است
رنگین تر است مجلس مستان ز باغ صبح

وا شد دلم ز فیض صبوحی در این بهار
آشفتگی به خواب نبیند دماغ صبح

خواهم شبی که مست شراب جنون شدم
خندم به روی ساغر و گیرم سراغ صبح

مستی خواب بیشتر از نشئه فناست
شب تیره روز گشته ز دود چراغ صبح

سوزد ز رشک مجلسم امشب دل اسیر
مینا فتیله ساخته از بهر داغ صبح

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}