غزل شمارهٔ ۲۸۷

غزلیات

گر هلاک من است عنوانش
سر نپیچم ز خط فرمانش

مرد میدان عشق دانی کیست
آن که اندیشه نیست از جانش

کس به میدان عشق روی نکرد
که نکردند تیربارانش

آرزومند مجلس سلطان
صبر باید به جور درمانش

هیچ تیغی جدا نگرداند
دست امید من ز دامانش

مردم از فتنه ایمنی جویند
من و آشوب چشم فتانش

زاهد و گیسوان حورالعین
من و زلفین عنبرافشانش

تشنهٔ لعل او کجا باشد
التفاتی به آب حیوانش

ای که داری سر مسلمانی
بگذر از چشم نامسلمانش

هست درمان برای هر دردی
من و دردی که نیست درمانش

واقف از حالت فروغی کیست
آن که افتد ز چشم جانانش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}