شمارهٔ ۱۰۲

غزلیات

در دیده نگه چون ز تو در خون بنشیند
از تنگدلی چون مژه بیرون بنشیند

بی باد درین دشت غبار ره لیلی
برخیزد و در دیده مجنون بنشیند

آن کس که فکند از نظر لطف تو ما را
چون دیده ما تا مژه در خون بنشیند

این داغ چه داغی‌ست که در جوش فزونیست
چون موج که در سینه جیحون بنشیند

همراه اجل خنده‌زنان رفت فصیحی
تا چند درین معرکه محزون بنشیند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}